تبلیغات
مجله آنلاین ازدواج - مطالب مهر 1393
 
مجله آنلاین ازدواج
لذتهای شیرین ازدواج و روابط زناشویی
درباره وبلاگ


در این وبلاگ بر آن شدم ا مجموعه کاملی از آموزش ماسئل جنسی و زناشویی را برای بهبود کیفیت زندگیه متاهلین عزیز فراهم اورم تا با مطالعه و بکارگیری این اصول انشاا... هیچگاه در زندگیه مشترک و زناشویی خود با تلخی و سردی روبرو نشوند
منتظر نظراتتون هستم

مدیر وبلاگ : سودا امیری
نویسندگان

چه مردی می تواند تکیه گاه مطمئن باشد

چه مردی می تواند تکیه گاه مطمئن باشد

ویژگی اول: یک مرد واقعی محکم و قوی است


یک مرد واقعی بخاطر هر چیزی گریه نمی کند، زاری نمی کند، شکایت از چیزی نمی کند، تمارض نمیکند، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشک مراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار می گذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مرد واقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن و سرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است و نمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید.


ویژگی دوم: یک مرد واقعی متمرکز است


یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را می فهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند، نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برای انجام این کارها هم دلیل داشته باشد. یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانواده اش متمرکز میکند. هیچگاه خود را روی ------ متمرکز نمی کند. ------ در نتیجه ی داشتن قدرت، پول و خانواده، خود به خود به سراغش می آید.


ویژگی سوم: یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند


یک مرد واقعی خانواده اش را قدرتمند نگاه می دارد و به تاریخچه ی خانوادگی خود اهمیت زیادی می دهد. یک مرد واقعی می داند که فرزندانش هدیه ای از جانب خداوند هستند و باید با آنها به خوبی رفتار کند، هرچند هر از گاهی باید برای آنها قوانین و مقرراتی تعیین کند.


ویژگی چهارم: یک مرد واقعی غیبت نمی کند


یک مرد واقعی دهانش را می بندد و اطلاعاتش را درمورد دیگران پیش خود نگاه میدارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند و درمورد چیزهایی که از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند.


ویژگی پنجم: یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست


هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که از عهده ی انجام قولی بر نمی آید، هیچوقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را به شکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد.


ویژگی ششم: یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد


یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش است. من هیچوقت کارهایم را به خانه نمی آورم، به همین دلیل فرزندانم من را فقط به عنوان یک پدر میشناسند. شما نیز باید همین کار را بکنید. یک مرد واقعی هیچگاه اجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند.


ویژگی هفتم: یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دست می آورد


یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند. و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگر از پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند.


ویژگی هشتم: یک مرد واقعی زن نما نیست


یک مرد واقعی در گوشهایش گوشواره نمی اندازد و موهایش را بلند نمی کند. روی سینه و شکمش را نمی تراشد. او می داند که به استثنای آرایشگرش، سایر ملزومات و نیازهای بهداشتی او باید توسط یک زن انجام گیرد. یک مرد واقعی باید حداقل سه دست کت و شلوار در کمد داشته باشد و حداقل سه بار در هفته باید کت و شلوار بپوشد. یک مرد واقعی می داند که چطور باید شیک باشد.


خوب امروز چه یاد گرفتید؟ یاد گرفتید که قبل از اینکه بخواهید خود را یک مرد بنامید، تکالیف زیادی دارید که باید انجام دهید.


نکته ی دیگری که باید به خصوصیات یک مرد واقعی اضافه کنم این است که: یک مرد واقعی همه چیز را ساده می گیرد. اگر لغات و اصطلاحات قلمبه سلمبه بلد باشد، به ندرت از آنها استفاده می کند و سعی می کند درمقابل افرادی فقط از آنها استفاده کند که تصور می کنند از او بالاتر و برتر هستند. 

asriran.com





نوع مطلب :
برچسب ها : چه مردی می تواند تکیه گاه مطمئن باشد،
لینک های مرتبط :

چگونه علاقه ی خود را همسرم نشان دهم؟

چگونه علاقه ی خود را همسرم نشان دهم؟

مردان باید در وظایف منزل به طور مساوی با همسرانشان سهیم شوند. حتی وقتی که هر دو زوج بیرون از منزل کار می کنند، اغلب زن اکثر کارهای خانه را انجام می دهد.



زنان به صورت موفقیت آمیزی خود را از کار منزل به بازار کار انتقال می دهند، اما مردان در این مورد که هم کار خانه را انجام دهند و هم کار بیرون، موفقیت آمیز عمل نمی کنند. کار منزل معمولاً یکنواخت، به شدت تکراری و “تمام نشدنی” است!

به گزارش خبرگزاری برنا،با این حال شواهد قابل توجهی وجود دارد که زوجینی که روابط مبتنی بر تساوی بیشتری دارند، روابط بهتری با هم دارند. هرچه بیشتر زوجین قادر باشند در رهبری منزل، تصمیم گیری، و وظایف مربوط به خانه، سهیم شوند، رضایت مندی و خوشحالی آنها بیشتر می شود. در حقیقت روشی که یک مرد می تواند از آن طریق نشان دهد که همسرش را دوست دارد، این است که در کار منزل با او سهیم شود.

در روابط برابر زن و مرد، نقش ها قابل انعطاف هستند. در ارتباط با خانه و دنیای کار، زوجین آنچه را دوست دارند، آنچه را که راحت هستند، آنچه را که در انجام دادن آن توانا ترند و آنچه را که یا حداکثر در مورد تقسیم کار مناسب به نتیجه رسیده اند انجام می دهند. به علاوه افراد به طور آگاهانه نقش های خود در روابط را انتخاب می کنند، تا اینکه نقش ها به وسیله ی اجتماع به آنها اجبار نشود.

وظایفی که یک زن یا مرد در ارتباط با خانه انجام می هد، می بایست بر اساس علائق و مهارتها باشد تا جنسیت آنها!

محققین دریافته اند که وظایف منزل یکی از عمومی ترین دلایل عدم توافق بین زوجین است. مبارزه بر سر اینکه چه کسی و با چه کیفیتی آن را انجام می دهد، مسئله اغلب ازدواج هاست!





نوع مطلب :
برچسب ها : چگونه علاقه ی خود را همسرم نشان دهم؟،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 مهر 1393 :: نویسنده : سودا امیری

با حسادت عاشقانه چه کنیم؟

با حسادت عاشقانه چه کنیم؟

این که شما نسبت به همسر خود احساس مالکیت داشته باشید تا حدودی طبیعی است. به خصوص در ابتدای آشنایی و ازدواج که تب تان تندتر است و حس می کنید همسرتان دربست باید خودش را وقف شما کند. اما واقعیت این است که ادامه این وضعیت یا شدت گرفتن آن می تواند خطرناک باشد و رابطه شما را با تهدید جدی مواجه کند. چیزی که به آن حسادت عاشقانه گفته می شود.

طرف مقابل شما خیلی زود احساس می کند دست و پایش را بسته اید و برای فرار از این بند حاضر است هر کاری بکند. هیچ کس دوست ندارد یک نفر به او مدام بگوید چه کاری را انجام دهد، با چه کسانی گفتگو کند، حریم شخصی اش را کوچکتر کند و مدام مجبور باشد دلخوری های بی اساس حسدورزانه را رفع و رجوع کند.

خود شما هم اگر دچار حسادت باشید، بدون شک احساس خواهید کرد که آب خوش از گلویتان پایین نمی رود و مدام در حال بی توجهی دیدن هستید؛ بدون آن که سزاوار آن باشید. در واقع به اشتباه حس می کنید عشق فراوانتان بی پاسخ گذاشته شده و همسر شما حاضر نیست بفهمد که شما او را تمام و کمال می خواهید!بنابراین می بینید که در این کشاکش که دو طرف از همدیگر دلخور هستند، آتش یک حسادت عاشقانه رابطه را از بیخ و بن می سوزاند.

روان شناسان خانواده، در سراسر جهان برای مقابله با این حسادت ها استفاده از راهکارهای زیر را توصیه می کنند.

1) حسادت تان را انکار نکنید و سعی به مبارزه با آن کنید. فرض کنید به این نتیجه برسید فرد بددل و حسودی هستید. هر چند قبول این امر آسان نخواهد بود، اما شما فقط وقتی می توانید مشکل را حل کنید که این حس را در درون تان بپذیرید. یکی از بزرگ ترین اشتباهات، مخفی کردن بددلی و حسادت هنگامی است که آن را شدیدا احساس می کنید.

2) یکی از راه های کاهش حسادت کاهش ناامنی و عدم اطمینان است. اگر شما در ارتباط با همسرتان احساس ناامنی می کنید، به احتمال بسیار به همسرتان شک می کنید. سعی کنید هر کاری که لازم است انجام دهید تا این احساس را نداشته باشید. هنگامی که هدف شما اجتناب از ناامنی باشد، قادر خواهید بود با اشتباهات و استنباط نادرست برخوردی مناسب کنید. مهم است مشخص کنید مشتاق به انجام چه کاری هستید و چه کاری را نمی خواهید انجام دهید.

3) از خودتان بپرسید در مورد چه چیز احساس ناامنی می کنید. آیا احساس می کنید زیبا یا جذاب نیستید و ممکن است همسرتان از شما خسته شود؟ آیا به عشق و علاقه ی همسر خود شک دارید؟ وقتی دریافتید چه مسئله ای شما را ناراحت می کند، بهتر می توانید با ترس های خود مقابله و این سوال را مطرح کنید که آیا ترس های شما واقعی هستند یا نه. خیلی عادی است در رابطه ای که علاقه ی ما بیشتر از طرف مقابل است و طرف مقابل در گذشته روابط زیادی را تجربه کرده است احساس ناامنی کنیم. اگر مراوده نیز ایده آل نباشد یا طرف مقابل قادر به بیان علاقه نباشد، به راحتی احساس ناامنی ایجاد می شود.

نگاهی به همه ی چیزهایی که موجب حسادت و بددلی شما می شود بیندازید و از خود بپرسید خطر تا چه حد واقعی است؟ چه مدرکی دارید که رابطه ی شما در خطر است؟ آیا رفتار شما موقعیت را بدتر نمی کند؟


4) اعتماد به نفس تان را بالا ببرید. بیشتر بددلی ها از عدم اعتماد به نفس ایجاد می شود. بهترین راه جلوگیری از این احساس مخرب بالا بردن اعتماد به نفس است. افرادی که حسادت بیمارگونه دارند غالبا بسیار در روابط سرمایه گذاری کرده اند و هویت خود را در محبت همسر می بینند.

شما باید همسر خود را فرد جدایی ببینید که نمی توان مجبورش کرد شما را دوست داشته باشد و اگر او شما را دوست دارد، به خاطر این است که او این چنین می خواهد. اعتماد به نفس باید قبل از جدایی ساخته شود، نه بعد از آن.

5) نگاهی به همه ی چیزهایی که موجب حسادت و بددلی شما می شود بیندازید و از خود بپرسید خطر تا چه حد واقعی است؟ چه مدرکی دارید که رابطه ی شما در خطر است؟ آیا رفتار شما موقعیت را بدتر نمی کند؟ آیا دیگران هم فکر می کنند این رابطه واقعا متزلزل است و ترس شما از ویران شدن رابطه تان طبیعی است؟

6) از یک روان شناس کمک بگیرید. اگر نسبت به همسرتان بددل هستید و به او حسادت می کنید، به یک روان شناس مراجعه کنید تا با کمک او موفق به برطرف کردن مشکل تان شوید. اگر هم خودتان هم دچار این مشکل نیستید و همسرتان نسبت به شما شک و بددلی دارد با ملاطفت از او بخواهید همراه شما نزد یک روان شناس بیاید و اگر قبول نکرد از واسطه ای که مورد اعتماد همسرتان است بخواهید او را راضی به انجام این کار کند.

تبیان

برگرفته از: سپیده دانایی





نوع مطلب :
برچسب ها : با حسادت عاشقانه چه کنیم؟،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 مهر 1393 :: نویسنده : سودا امیری

7 نشانه ناکامی در ازدواج

7 نشانه ناکامی در ازدواج

یک سوال ساده و رایج مخاطبان از کارشناسان حاضر در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی این است: «چگونه بفهمم ازدواج من دچار مشکل شده است؟» این نشان می‌دهد زوج‌ها می‌خواهند نشانه‌های بروز مشکل در زندگی مشترکشان را بدانند...

براساس نتایج پژوهش‌ها، 7 نشانه ناکامی در ازدواج را می‌توان این چنین برشمرد:

1.دعواهایتان بیشتر و بدتر شده

در حقیقت در چنین وضعیتی ترجیح می‌دهید به جای حرف‌زدن با هم، از یکدیگر ایراد بگیرید. این ایرادگیری‌ها هم معمولا با نیت خوب انجام نمی‌شود و برای ناراحت‌کردن و رنجاندن طرف مقابل است. شما از روش سرزنش یکدیگر برای تخلیه ناراحتی‌هایتان استفاده می‌کنید. متاسفانه بیشتر جروبحث‌ها درباره موضوعات مشابهی است، هر روز بیشتر از یکدیگر انتقاد می‌کنید و با هم جنگ و دعوا دارید و دیگر در این دعواها انصاف را رعایت نمی‌کنید. البته جروبحث‌کردن به خودی خود اشکالی ندارد و حتی زوج‌های موفق هم جروبحث می‌کنند، اما حقیقت این است که زوج‌های موفق یادگرفته‌اند چگونه «منصفانه» دعوا کنند. جروبحث‌های آنها به توهین‌كردن نمی‌انجامد و تهاجمی نیست.


2.احترام تان کمتر و بی احترامی هایتان بیشتر شده

در ازدواج‌های ناموفق، بی‌احترامی به یکدیگر مشاهده می‌شود. دلخوری و رنجش جای صبر و عشق را می‌گیرد. هر کدام از طرفین به راه خودش می‌رود تا مجبور نباشد در كنار دیگری حضور داشته باشد. متاسفانه‌ در این حالت هنگامی که همسرتان حضور ندارد، شادتر از زمانی هستید که در كنارتان است و تفریح‌ با همسر به خاطره‌ای دور تبدیل می‌شود. هنگامی که احترام و درک دوجانبه از بین می‌رود، ازدواج در مسیر پایان یافتن است. در این مورد شک نکنید.


3.ارتباط تان کمتر و ضعیف?تر شده

برقراری ارتباط میان زن و شوهر برای سلامت یک رابطه موفق اهمیت بسیاری دارد. در ازدواج‌های ناکام، برقراری ارتباط با یکدیگر کمتر و کمتر می‌شود. وضعیت بدتر هنگامی خواهدبود که درباره مشکلاتتان با یکدیگر صحبت نکنید. به صراحت باید گفت طرفین در یک ازدواج ناموفق توانایی و اشتیاق حل‌ مشکلاتشان را از دست می‌دهند. آنها دیگر برای یکدیگر اهمیتی قائل نیستند. هنگامی که ارتباط میان زن و شوهر به چنین وضعیتی برسد، دیگر نمی‌توان امید چندانی برای ادامه زندگی مشترک داشت. هنگامی که افراد از ارتباط برقرار‌کردن با یکدیگر اجتناب می‌کنند، دیگر نه مشکلی حل می‌شود و نه شکافی را می‌توان پر کرد.


4.صمیمیت زناشویی تان کمتر شده

صمیمیت در رابطه زناشویی در ازدواج ناموفق پایین است. با ادامه اختلافات، صمیمیت جنسی کمتر و کمتر می‌شود و زن و شوهر مانند كسانی می‌شوند كه فقط با هم در یک خانه زندگی می‌کنند(همخانه)، اما هیچ کدام از صمیمیت‌های عاطفی زندگی مشترک بین آنها وجود ندارد. البته تحقیقات 3 دهه گذشته نشان داده است گاهی تاکید بیش از حدی روی رابطه زناشویی به عنوان نشانه‌ ازدواج موفق می‌شود در حالی كه عناصر دیگری هم در این موفقیت نقش دارند که به همان اندازه رابطه زناشویی اهمیت دارند یا حتی از آن مهم‌تر هستند. اشتباه نکنید؛ «صمیمیت» چیزی بیش از یک رابطه زناشویی خوب است. صمیمیت ممکن است دست در دست هم راه‌رفتن، نوازش و به‌طور کلی ابراز احساسات برای یکدیگر باشد.


5.مشاجره های مالی تان بیشتر شده

وقتی شما و همسرتان مدام در مورد موضوعات مالی جروبحث می‌کنید، روشن است که ازدواجتان دچار مشکل شده است. بسیاری از اختلافات زناشویی، ریشه در موضوعات مالی دارند و وقتی وضعیت بدتر می‌‌شود که کشف کنید همسرتان درباره پول یا سایر موضوعات مالی به شما دروغ گفته است. وقتی زن وشوهر درباره صورتحساب‌ها، حساب‌های بانکی، مخارج و بدهی‌ها به یکدیگر دروغ بگویند، نشانه آشکاری از موفق‌نبودن ازدواج بروز کرده است. تردیدی نیست که همه زوج‌ها در دوران ناپایداری اقتصادی، به زحمت می‌افتند و بیکاری، افزایش قیمت‌ها، نگرانی درباره حقوق بازنشستگی و پس‌اندازها و بالا‌رفتن اجاره‌ و قیمت خانه فشار زیادی به آنها وارد می‌کند. اما به یک حقیقت باید توجه کنید؛ زوج‌های موفق این دوران فشار اقتصادی را از سر می‌گذرانند و به شکوفایی ادامه می‌دهند. زوج‌هایی که رابطه مستحکمی دارند، راه‌هایی برای گذراندن موفق این بی‌ثباتی‌های اقتصادی، پیدا می‌كنند. زوج‌های ناموفق، یاد نگرفته‌اند با مشكلات اقتصادی کنار بیایند، زیرا اصولا نحوه برقرار‌کردن ارتباط درست با یکدیگر را نیاموخته‌اند. اگر همه صحبت‌هایتان درباره مسایل مالی شده، ازدواج‌تان به خطر افتاده است.


6.اعتمادتان کمتر شده

اعتماد، اساس هر ازدواج موفقی است. در واقع هیچ چیز در یك رابطه موفق، مهم‌تر از اعتماد‌کردن نیست. اگر نتوانید به همسرتان اعتماد کنید، چه کسی برای اعتماد‌کردن باقی می‌ماند؟ اگر شما یا همسرتان به بی‌وفایی طرف مقابل فكر می‌كنید و طلاق گرفتن ذهنتان را اشغال می‌کند، مشکل در ازدواج شروع شده است. اگر میزان اعتماد دوجانبه به صفر برسد، دیگر امیدی برای تداوم زندگی مشترک وجود ندارد.


7.مداخله های خانوادگی تان بیشتر شده

برای بستگان و نزدیکانتان (از فرزندان و پدرومادرها و خواهر و برادرها گرفته تا اقوام دورتر) پادرمیانی‌کردن و واسطه شدن در مشاجره‌های شما مشکل و مشکل‌تر می‌شود. اعضای دو خانواده شروع به طرفداری می‌کنند و بردن و باختن در این جنگ به قانون روزمره تبدیل و مصالحه و آشتی به فراموشی سپرده می‌شود. در این حالت هر یک از شما، سعی می‌کند دیگری را از اعضای خانواده و دوستانش جدا و منزوی کند و «تفرقه بینداز و حکومت کن» به شعار روزانه‌تان تبدیل خواهد شد. متاسفانه باید گفت چنین ازدواج‌های مشكل?داری، باعث اختلاف و ازبین‌رفتن تفاهم سایر اعضای خانواده هم می‌شوند. دشمنی خانوادگی نشانه یک ازدواج سالم نیست. شناختن نشانه‌های ابتدایی در معرض خطر بودن ازدواج و توجه دقیق به بروز این نشانه‌ها بسیارمهم است. هنگامی‌كه این نشانه‌ها بروز می‌کنند، باید اقدام‌های اساسی انجام دهید تا رابطه‌تان با همسرتان نجات یابد. ازدواج سالم و شاد از دستاوردهای بزرگ زندگی است. هرگز برای نجات ازدواج‌ دیر نیست.

منبع: سلامت





نوع مطلب :
برچسب ها : 7 نشانه ناکامی در ازدواج،
لینک های مرتبط :

شش کار زنانه برای دیوانه کردن مردها!

شش کار زنانه برای دیوانه کردن مردها!

چرا خانمها هر اتفاق کوچکی در زندگی را به بهانه ای برای گرفتن هدیه تبدیل میکنند. ما آقایان بعد از یک روز کاری عادی و کاملا خسته با تصور فقط یک شام ساده به منزل می آییم. اما صحنه ای را که با آن مواجه میشویم ما را شوکه میکند.

۱. ساگرد گرفتن برای هر چیز کوچکی

چرا خانمها هر اتفاق کوچکی در زندگی را به بهانه ای برای گرفتن هدیه تبدیل میکنند. ما آقایان بعد از یک روز کاری عادی و کاملا خسته با تصور فقط یک شام ساده به منزل می آییم. اما صحنه ای را که با آن مواجه میشویم ما را شوکه میکند. چه کار غلطی انجام دادهیم؟ آیا تولدش است؟ آیا تولد خودم است؟ نخیر، امروز سالگرد روزی است که برای اولین بار به یکدیگر نگاه کردیم. خانمهای عزیز لطفا دست بردارید. ما همینکه توانستیم روزهای قرارمان را به یاد داشته باشیم کلی هنر کرده ایم.

۲. پر کردن تخت از کوسن

اگر فکر میکنید که تخت برای خوابیدن است اشتباه میکنید. ما به امید یک خواب راحت به سمت تخت میرویم اما با کوهی از کوسنها که به صورت کاملا استراتژیک جایسازی شده اند مواجه میشویم، به نحوی که هیچ جایی برای خود ما وجود ندارد. ما به هیچکدام از کوسنهای قلبی شکل یا پرزداری که فقط باعث عدسه کردنمان میشود احتیاجی نداریم. فقط یک بالش ساده برای خوابیدن می خواهیم. لطفا این بیماری “اختلال کوسن وسواسی ” را کنار بگذارید.

۳. پرسیدن مداوم جمله: به چی فکر میکنی؟

این یک روش کاملا کلاسیک زنانه است تا ما مردان را وادار به اعتراف کنند که در آن لحظه خاص به آنها فکر نمی کردیم. این سوال دقییقا در زمانی که از کنار هم بودن لذت میبریم و درست لحظه ای که اصلا انتظارش را نداریم مطرح می شود. این اتفاق آنقدر سریع می افتد که هیج زمانی برای فکر کردن نداریم و قبل از آنکه متوجه شویم متهم به فکر کردن به نامزد قبلیمان می شویم! این سوال روشی بسیار ظریف است تا به ما این پیام را برساند که ما حق داشتن افکار خصوصی را نداریم.

۴. گفتن جمله “خوبم” وقتی که ناراحت هستید.

همسرم در حالیکه من در حال تماشای فوتبال بودم جلوی تلوزیون ایستاده بود و به همین دلیل کمی بحثمان شد. از آن پس هرگونه مشکلی را که فکرش را بکنید به یادش آمده است. پرسیدم: خوبی؟ اما او همان جمله منفعل تهاجمی که معمولا با یک سکوت همراه می شود را گفت: خوبم!

اگر از چیزی ناراحت هستید آن را مستقیم بیان کنید تا ما هم بتوانیم آن را حل کنیم. البته راه بهتری هم وجود دارد: لطفا مشکلات را یکی یکی بازگو نکرده و بگذارید ما فوتبالمان را تماشا کنیم!

۵. بیش از حد احساساتی بودن

شما در مراسم ختم، مراسم عروسی، به خاطر فیلمهای شاد و غمگین گریه می کنید. ما مردها نمیدانیم در زمانیکه شما تمام پیراهن زیبا و اطو شده ما را با اشکهای خود خیس می کنید، چه کاری می توانیم انجام دهیم. اصلا این همه اشک را از کجا می آورید؟ به عقیده ما مردها، خانم ها می توانند در سال یک روز مخصوص گریه کردن داشته باشند. آنها میتوانند در این روز دور هم جمع شده و تمام ۲۴ ساعت را گریه کنند تا برای ۳۶۴ روز باقیمانده نرمال رفتار کنند.

۶. مداوم صحبت کردن

ما مردها شنیده ایم که خانمها روزانه حدود ۲۰.۰۰۰ کلمه صحبت می کنند. خوب برای ما قابل درک است که این وظیفه روزانه باید حتما انجام شود. اما چرا همیشه در بدترین زمان ممکن این کار را میکنید؟ مثلا همسر من، درتمام طول آن مهمانی خانوادگی که واقعا باید صحبت می کرد و آن سکوت اذیت کننده را می شکست ساکت بود و درست زمانیکه من و دوستانم در میانه یک بازی بسیار هیجان انگیز بودیم شروع به تعریف کردن از نحوه نشستن گربه همسایه کنار بوته گل رز کرد! عذاب آورترین قسمت ماجرا اینجا بود که او داشت به طور مفصل راجع به صاحب گربه که در سو پرمارکت سر خیابان مشغول به کار بود صحبت می کرد. خانمهای عزیز، لطفا زمان مناسب برای صحبت کردن را تشخیص دهید و لطفا فقط اصل کلام را بیان کنید.

منبع : افتاب نیوز





نوع مطلب :
برچسب ها : 5 فعالیت ورزشی برای رابطه جنسی بهتر مردان،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 60 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :